پير جمال الدين محمد اردستانى

54

شرح الكنوز و بحر الرموز ( فارسى )

مترس از ملامت كه هر ارجمند * كزين در درآيد شود سربلند « 1 » سرافرازيت بايد در قيامت * ملامت كش ملامت كش ملامت « 2 » « هركجا كه بينى آتش بلا افروخته باشند آن آثار دوستى خداست » « 3 » « بدان كه عنايت حق در ملامت مخفى است و تحقيق بدانكه هر ملامت كه خلق از آن مىگريزد اوليا البته طالبان آنند » . « 4 » پيرجمال ملامت را ملازم و موكل انبيا و اوليا مىداند و مىگويد تمام پيامبران و اوليا پيوسته ملامت كشيده‌اند و بر اثر همين ملامت حقايق بر آنها آشكار شده و پرده از رازهاى الهى توانسته‌اند بردارند : « اى عزيز بدانكه مايهء بيدارى صدق است و صدق با عافيت بدن دمساز نيست از بهر اين است كه ملامت ملازم و موكل انبيا و اولياست و دوستان ايشان ميل به عافيت نكنند كه شخص چون عافيت دارد به خود مشغول مىشود و از حق‌تعالى دور مىافتد . » « 5 » « اى طالب راه خدا بدانكه چون زهر ملامت ناقصان بنوشى علم لدنى كه علم حالش گويند حاصل تو شود و چون تحمل كنى از ملامتهاى دوست ، دوست به تو راضى شود پس صورت وصال كه ديدار است بر تو جلوه كند . » « 6 » او حتى معتقد است قرآن بر پيامبر ( ص ) به خاطر ملامتى كه در طول چهل سال كشيده بود نازل شده است : « اى عزيز بدانكه قرآن مجيد كه حال خاص حضرت سرور متكلمان فاروق صداى غيب و آشكار محمد مصطفى ( ص ) است به سبب ملامتى كه چهل سال از ناقصان بكشيد صورت بست . » « 7 » و در جايى ديگر آورده : اين ملامت كه رسالت نام اوست * كه ملامتها همه در جام اوست « 8 »

--> ( 1 ) . شرح الكنوز ، ص 226 . ( 2 ) . كشف الارواح ، كليات ( نسخهء خطّى كتابخانهء ملّى ملك ) ، برگ 238 . ( 3 ) . نهاية الحكمة ، برگ 250 . ( 4 ) . كنز الدقائق ، برگ 259 . ( 5 ) . نهاية الحكمة ، برگ 250 . ( 6 ) . هداية المعرفة ، برگ 391 . ( 7 ) . همان ، برگ 399 . ( 8 ) . نهاية الحكمة ، برگ 235 .